مرسانا جون هدیه خداوند
مرسانا جون هدیه خداوند
ثبت خاطرات مرسانا
تاريخ : جمعه 17 بهمن 1393 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : مرتبه

به وبلاگ مرسانا جونی خوش اومدینniniweblog.com

 

 

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 28 آبان 1395 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 181 مرتبه

امروزمرسانا منتظر هلیا بود که بیاد باهاش بازی کنه از صبح هی گفت زنگ بزن هلیا بیاد و من هر بار گفتم میاد مامان جان منتظر بمون تا اینکه غروب دیگه هلیا اومد و دخملی کلی خوشحال شد 

نمیدونم مرسانا خیلی پر انرژیه یا بچه های دیگه کم انرژینخندونک بازیهای که باید یک جا بشینن که خیلی مورد استقبال مرسانا قرار نمیگیره وفکر میکنه هر بچه ایی که قراره باهاش بازی کنه فقط باید بدوبدو کنه و جمله ایی که دایم میگه بدو بدو کنیم کچلو این جاست که مشکلات تازه شروع میشه و گاه و بیگاه صدای یکی از طرفین در میاد که من خسته شدم دیگه خسته بعد از یک کم تماشا گفتم دخالت کنم و بهشون پیشنهاد دکتر بازی از نوع چشم پزشکی بدم که با موافقت رو به رو شدالبته هدفم اموزش و تکرار جهت ها به مرسانا بود . و نتیجه ایی که به دست اوردم : 

مرسانا: مامان چشمای من ضعیفه منو میبری دکتر ؟

من: نه چشمات خوبه که تونستی جواب بدی

مرسانا: نه بریم دکتر 

من: باشه میریم ( البته باید برای چکاپ تنبلی چشم میبردم که متاسفانه کوتاهی کردمخجالتخجالتبی حوصله




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 6 آبان 1395 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 135 مرتبه

امروز روز پارک رفتن ما مادر و دختر بود و از اونجایی که مرسانا عاشق اتوبوس هست و ما هم متاسفانه کم از این وسیله عمومی استفاده میکنیم فاصله نزدیک خونه تا پارک رو دورتر میکنیم تا دخملی اتوبوس سوار بشه. 

ما هر دفعه که مسیر خونه تا ایستگاه اتوبوس رو پیاده میریم این گفت گو بینمون ردوبدل میشه:

مرسانا: مامان اینجا کجاست؟

من:مهمانسرا

مرسانا: میتونم برم توش؟

من: نمیدونم ولی فکر میکنم نتونیم واسه افراد خاصیه که از جای دیگه اومدن 

در حال عبور از کار دبیرستان پسرانه

مرسانا: مامان هلیا اینجا مدرسه میره؟

من: نه اینجا مدرسه پسراست 

مرسانا: من نمیتونم اینجا برم مدرسه دخترا باید برم هلیا مدرسه دخترا میره منم مدرسه هلیا دوست دارم برم 

من: اره 

مرسانا: خودم میدونستمگیج

سوار اتوبوس

دختر کوچولویی با مادرش سوار شد دخترک میخواست بره یک طرف دیگه بشینه مادرش گفت : گمشو بیا اینجا

مرسانا: مامان این نی نی گم شده؟

من: تو چی فکر میکنی

مرسانا: نه نشده 

من: درسته

مرسانا: مامانش گفت گم شه

من: اوهوم

مرسانا: مامانش حرف زشتی زد

من: اوهومغمگین




موضوع : گردش و تفریح
تاريخ : چهارشنبه 28 مهر 1395 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 256 مرتبه

یک سال و اندی دور از این جا بودم و امشب که خاطرات نوشته شده رو میخوندم تعجب کردم که چه طوری من مینوشتم پس چرا الان فکرم کار نمیکنه و کلمات تو ذهنم نمیاد حتی نمیدونستم چه طوری شروع کنم اخه دیگه تو هر وبلاگی که میرم میبنم یک ساله که اپ نشده واقعا چرا؟ این خصوصیت ادماست که زود شروع  میکنن و به همون زودی هم خسته میشن شایدم دنیای مجازی که تو گوشیامون جا خوش کرده ما رو از همه چیز حتی زندگی کردن انداخته هر کسی رو که نگاه میکنم سرش تو گوشیه شاید اطلاعات خوبی رد و بدل بشه ولی فاصله ها زیادتر . دنیای کودکانمون هم داره با دنیای مجازی نابود میشه و یک روزی می فهمیم که خیلی دیره . میدونم دیگه دوستان مجازی که تو این وبلاگ هم داشتم شاید سراغی از ما نگیرن ولی باز هم به عشق دوستان و به خصوص دخترم امدم تا دوباره شروع کنم. 

مرسانای من بزرگ شد  و من میخواستم خاطراتش ثبت بشه و نگران بودم نکنه بعضی از اون خاطرات فراموش بشه  و الان خیلی از اون خاطرات گوشه ایی از ذهنم خاک گرفته و این منو ناراحت میکنه در گذر زندگی ناراحتی ها غم ها و غصه ها مجالی برای یاداوری بعضی از خاطرات نمیزاره واسه همین تصمیم گرفتم دوباره اینجا رو به روز کنم شاید با کمی تغییر

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 10 شهريور 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 516 مرتبه

سلام ناناز من این روزها ب قدری سرگرم تو ام که به هیچ عنان نمیتونم بیام وبت متاسفانه . دختر ناز من چند روز دیگه سه ساله میشی  و من شکر میکنم خدای مهربونم رو که این سالهابه من توفیق با تو بودن داد تو سه ساله مامان که همه زندگیمی  توی که دوست دارمهات دیونه ام میکنه تویی که باشه مامان گفتنات ذوق مرگم میکنه تو عروسک شیرین زبونم تو همه زندگیمی . تولدت رو یک ماه زودتر گرفتم اخه خاله نیر میخواستم باشه و هم اینکه نگران بود بیست شهریور نباشیم و نتونم تولدت رو که بت قول داده بودم بگیم واسه همین زودتر گرفتم و خدا رو شکر بهت خوش گذشت /

احتمالا این اخرین پستی هست که میزارم چون داریم به مشهد کوچ میکنیم کار انتقالی من تا حدودی  درست شده و فقط کار بابایی  یک خورده دیگه مونده انشالله تا اول مهر مشهدیم واسه همین تا مدتها نمیتونم بیام وب دلم واسه اینجا تنگ میشه همهتونو وست دارم و ه خدامیسپارم 

پ ن. متاسفانه لب تابم خرابه نمیتونم عکس بزارم ولی هر کس خواست میتونه تو اینستا عکسای دخملی رو ببینه .

اینم ادرس اینستاگرام مرسانا   mersana_es




موضوع : ماهگرد مرسانا جونی
تاريخ : چهارشنبه 10 تير 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 752 مرتبه

 سلام به همه دوستان . بعضی از مامانها از من میپرسن کتابهایی که واسه مرسانا میخرم رو چه طوری انتخاب میکنم و چه نوع کتابی . راستش من تموم کتابای مرسانا رو اینترنتی میخرم چون تو شهر ما کتاب فروشی های بزرگ و متنوع نیست و نمایشگاه هم که باز میشه خیلی پربار نیست . قبل از همه بگم اول به علاقه کوچولوتون بستگی داره شاید کتابی رو که مرسانا دوست داره کوچولوی دیگه ایی دوست نداشته باشه . من تو اینترنت و سایتهای کتابفروشی جستجو میکنم و موضوع کتاب رو میخونم ببینم مرساناعلاقه داره یا نه و هم از دوست خوبم مامان ازتین هم که زحمت میکشن زمان نمایشگاه بین المللی تهران لیست کتابهای خوب رو با جزییات معرفی میکنن کمک میگیرم و هر کتابی که حس کنم مرسانا علاقه داره سفارش میدم . من یکی دوماهی یک بار کتاب میخرم و  زمانی که بفهمم مرسانا خسته شده کتاب جدیدی بهش میدم. اینم کتابهای جدید دخملی

 

4

 

 

4

 

 

این کتاب رو امروز دست مرسانا دادم و خیلی خوشش اومد کتاب بسیار جالبیه که توجه کودک رو به جزییات جلب میکنه خرگوش کوچولوی که برای خواب اماده میشه و با هرچی که تو اتاقش هست شب بخیر میگه

کتاب بابام بلد نیست و مامانم بلد نیست در ابتدا به نظر میرسه که نقطه ضعف والدین رو نشون میده ولی به نظرمن دیدگاه کودک و حس اون رو نسبت به کارها و توانایی والدین از نظر کودک بیان میکنه

 

 

سری کتابهای شکلها در هنر و اعداد و حیوانات رو حتما واسه کوچولوتون بخرید به دقتشون خیلی کمک میکنه

قابل توجه مادران عزیزمن ببشتراز سایت هدهد خرید میکنم و کتابهای انگلیسی مرسانا رو هم از سایت مادران امروز. پیروز باشید




موضوع :
تاريخ : شنبه 30 خرداد 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 697 مرتبه

برای پرورش دادن ذهن و خلاقیت کودکمون به نظر من باید خونه در اختیارش باشه نه اینکه ما اکثرا اپارتمان نشین هستیم پس مجبوریم از خیلی چیزها چشم پوشی کنیم ولی تاکید میکنم چهارچوب برای فعالیت کودکمون ضروریه مثلا مرسانا اجازه نقاشی کشیدن روی سرامیک میز و فعلا یخچال خونمونو داره اونم با مداد شمعی زبانو خودش میدونه چرا میتونه اینجاها نقاشی بکشه به قول خودش پاک میشه ولی روی دیوار نه نه چشمکواسه همین اگه کسی صبح خونه ما تشریف بیاره تنها چیزی که به چشمش نمیاد خونه استخندونک قبل از رسیدن اقای پدر باید خونه مرتب و تمیز باشه و این قانونیه که مرسانا میدونه نه اینکه فکر کنید همیشه مراعات میکنه نه ولی من وقتی نقاشی مون روی سرامیک و ....تموم میشه یک چند منظوره و یک تیکه پارچه میدم دستش و میگم حالا که بازیت تموم شد با هم پاکش کنیم ( از وقتی فهمیدم چند منظوره ها چه قدر گرونه از اب استفاده میکنمخندونک 



ادامه مطلب...

موضوع : بازیهای مرسانا
تاريخ : چهارشنبه 20 خرداد 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 720 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع : ماهگرد مرسانا
تاريخ : شنبه 16 خرداد 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 1068 مرتبه

اینکه یک کودک چقدر تربیت پذیر باشد، در درجه اول بستگی به این دارد که احساس کند چقدر مورد محبت قرار دارد و چقدر به عنوان یک انسان و عضو خانواده او را به حساب می آورند. تربیت، جزئی لاینفک ازهرکاری است که برای کودک و با کودک انجام می دهیم.

زمانی وظیفه مادری را با تغذیه شیرمادر و شروع تدریجی غذای کمکی و از شیرگرفتن به انجام رسانیده اید ، اینک نوبت انجام سایرجنبه های مادری است. چنانچه وظایف مادری را تا به حال خوب به انجام رسانیده باشید اینک نیز در حال تربیت کودک خود در موقعیت مطلوب هستید.

 

کــــودکان محتـــاج راهنمایــــی هستند


همچنانکه شیرخوار و کودک بزرگتر می شود محتاج آموزش راه رفتن درست، صحبت کردن و گاه اصلاح می گردد تا بتواند راه و رسم زندگی را فراگیرد.اگر پایه و اساس احساس امنیت در شیرخوارگی ریخته شود و اگر والدین را افرادی مهربان، مؤدب و احترام کننده به دیگران ببیند، خودش هم همین کار را خواهد کرد؛ زیرا تمایل دارد که والدین از او راضی باشند. از طرفی باید توجه داشته باشیم که او کودک است و در حال رشد ؛ ناتوانی های زیادی دارد ، درک او محدود است و تجربه ای نیز نیندوخته. لذا نباید انتظارمان خارج از توان و درجه رشد و تکامل او باشد و لازم است او را به خاطر بی تجربه بودنش راهنمایی کنیم. باید بفهمیم که چه وقت نمی فهمد و مشکل دارد و چه طور با او حرف بزنیم که درک کند. ممکن است بارها لازم باشد که تکرار کنیم و تذکر بدهیم.

همیشه باید از خود سؤال کنیم که چه می خواهیم بکنیم؟ و حس کنیم چگونه می خواهیم این کار را انجام دهیم. وقتی راه صحیحی را انتخاب کردیم نباید یکباره تغییر جهت بدهیم . باید طوری عمل کنیم که او نیز دچار مشکل نشود. کودکان از شیرخوارگی به بعد نیاز به راهنمایی توأم با محبت دارند. به این معنی که بفهمند ظرفیت و توان آنها را در نظر داریم، تحقیرشان نمی کنیم و، آبرویشان را نمی بریم و با مهربانی آنها را راهنمایی می کنیم. الیزابت هورمن در مورد نیازهای کودکان نوپا چنین می نویسد:" ما فکر می کنیم که همه کودکان با مشاهده جلوه های انسانیت ؛ غمخواربودن و دوستی ، شفقت و احترام به دیگران و ... را می آموزند. ولی همیشه این طور نیست . باید به آنها یاد داد، باید حرف زد. نمی توان انتظار داشت که با نگاه به ما یاد بگیرند. از طرفی چنانچه اشتباه کردند باید به درستی راهنمایی شوند. باید رفتار قابل قبول را به آنها تفهیم کنیم، انتظاراتی را که از آنها داریم به شکلی که قابل دسترسی باشند معین کنیم و هر زمان که اشتباه کردند جلو آنها را بگیریم، باید در نظر داشت همه اینها اقدام های لازم تربیتی هستند."

گاهی باید جلو آنها را بگیریم. باید هشیار باشیم که به کسی آزار نرسانند، لوازم دیگران را برندارند، به آنچه در اختیار دارند صدمه نزنند. باید تفاوت رفتار طبیعی کودک نوپا و کودکان کم سن و سال را از رفتاری که حاکی از شلوغ کاری و از هم گسیختگی و غیرقابل کنترل بودن است، جدا کنیم. راهنمایی کردن یک کودک برای این که او را از یک راه اشتباه منصرف کنیم کارآسانی نیست و این وظیفه ماست که وقت بگذاریم و با صحبت و رفتار خاص ، فکر یا راه او را اصلاح کنیم. ما به عنوان والدین، بهتر از دیگران فرزندمان را می شناسیم و می دانیم او لوس است و کارش درست یا غلط است. زیرا به او مهر ورزیده ایم و به شایستگی احترام کرده ایم . پس ما برای تربیت او و گذرانیدن او از مراحل مختلف و یاد دادن درست و غلط ، قوانین و ایجاد شخصیت، تواناتر از دیگران هستیم. راهنمایی کردن توأم با دلسوزی و مهربانی، قدم مهمی از مراقبت کودکان به حساب می آید و به آنها کمک می کند که نسبت به افراد خانواده و جامعه مهربان بوده و افرادی قابل احترام و دوست داشتنی باشند.

تغذیه با شیر مادر اهمیت فراوانی دارد و آثار دائمی آن برای همه عمر باقی است. این آموزش ها نیز مثل تغذیه با شیر مادر منافع متعددی دارند که برای همه عمر با فرزند ما همراه خواهند بود. تربیت راهنمایی توأم با محبت است که از طرف والدین نسبت به کودک اعمال می شود. در این فرآیند کودک یاد می گیرد که اعمال و رفتار صحیح را به دلایل واقعی و صحیح انجام دهد و به کودک کمک می شود که به فردی قابل اعتماد، خوش قلب و مهربان تبدیل شده ، بتواند با اعتماد به نفس به زندگی وارد گردد و در کارش موفق باشد. دکتر کمپبل توضیح می دهد که رفع نیازهای عاطفی کودک نقش حیاتی در تربیت او دارد. او می گوید:" برآوردن نیازهای عاطفی یک کودک و تربیت کردن توام با محبت( یعنی صحبت کردن و توضیح دادن این که چرا بله و چرا نه) منجر به ایجاد پیوند عاطفی توام با مهر و محبت قوی و سالمی بین کودک و والدین می شود. لذا هرگاه مسئله ای برای کودک پیش آید والدین بایستی فکرکنند که کجا اشتباه کرده اند؟ چرا کودک متوجه نشده ؟ و همین جا و قبل از هر کار دیگری آن را اصلاح کنند. شاید کودک درست نفهمیده است، باید وقت گذاشت و همراه با محبت، مسئله را برای او بازگو کرد و توضیح داد. باید توضیح داد که مثلاً چرا نباید این کار را بکنی. او می فهمد و درک می کند. اگر درک نکرد باید وقت گذاشت تا بفهمد .

" اما در مورد این که تنبیه در کجای این تعریف قرار می گیرد، این محقق می افزاید:" تربیت یعنی آموختن به کودک که چه راهی را برود و چه کاری بکند. تنبیه فقط یک جزء از تربیت است. هر چه کودکی بهتر تربیت شود و بهتر آموزش ببیند و با مقررات و رفتارهای صحیح بیشتر آشنا شود، تنبیه کمتری لازم می شود و این که یک کودک چقدر تربیت پذیر باشد، در درجه اول بستگی به این دارد که احساس کند چقدر مورد محبت قرار دارد و چقدر به عنوان یک انسان و عضو خانواده، او را به حساب می آورند. اگر کودک نداند که مادر دوستش دارد ، در مقابل تنبیه طغیان می کند ولی وقتی بداند دوستش دارند، می داند که او را می خواهند.
" بنابراین بزرگترین وظیفه ما این است که کاری کنیم که فرزندمان احساس کند دوستش داریم و به او احترام می گذاریم. "

در مجموع باید پذیرفت که تربیت واقعی را با تنبیه اشتباه نگیریم. تنبیه کردن باعث می شود که کودک کاری را متوقف کند، اما به احساسی که در پس این عمل نهفته است نگاه نمی کند و منجر به فراموش شدن درون کودک می شود. وقتی به کودک نگویید چرا با او صحبت نمی کنید ، نمی فهمد چه اتفاقی افتاده است. کودکی که رفتارش موجب تنبیه او شده به راحتی ، ولی به طور گول زننده کنترل می شود. رفتارش رفتاری به ظاهر مطیعانه است اما ممکن است از روی میل نباشد و اعتماد به نفس نیز نداشته باشد. ممکن است در ظاهر آرام و مطیع باشد ولی در درون ملتهب و مضطرب باشد. چنین کودکی به زودی طغیان می کند و افسار گسیخته خواهد شد.

 

 

 




موضوع : تربیتی
تاريخ : دوشنبه 28 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 765 مرتبه

دختر ناناز مامان تابستون و تعطیلات مامانی داره کم کم شروع میشه و باید از الان به فکر بازیهای زیادی باشم چون از صبح که بیدار میشی اولین کلمه ات بازیه. 

کارهای هنری با ماکارانی

مقداری ماکارانی و لازانیا رو ابکش کردم و گذاشتم سرد شد مقداری رنگ خوراکی توی اب قاطی کردم یک قلمو و کاغذ هم گذاشتم کنار دخملی و گفتم حالا میخوایی با اینا چی کار کنی ؟ که ناناز خانم بلافاصله جواب داد ستاره 

( قابل ذکره من از الان درست مصرف کردن رو با مرسانا کار میکنم و مساله اسراف رو زیاد یاداوری میکنم به دلیل اینکه موادم اسراف نشه از مغازه مواد تاریخ گذشته رو میگیرم تا دخترکم بازی کنه چشمک

 

دخملی مامان ابتدا تمام ماکارانی ها رو تو ظرف ریخت و رنگیشون کرد و لازانیا رو هم با قلمو رنگ زد

توجه اش رو به رنگهایی که از ماکارانی روی کاغذ منتقل شده بود جلب کردم

 

لازانیا رو توی دستش میگیره و داخل ظرف رنگ فرو میکنه بافت نرم لازانیا واسه مرسانا خیلی جالب بود

این بازی رو با نخ هم میتونیم انجام بدیم بعد از اینکه نخها رو رنگی کردیم روی یک کاغذ سفید بکشید و کاغذ پر از رنگها و خطوط زیبا میشه به علت استحکام نخ نقاشی فوق العاده ای درست میشه میتونید از رنگ گواش استفاده کنید 

 

تهیه تصویر یا استفاده از نمک

برای این بازی مقداری نمک رنگ های پودری خشک که من نداشتم و از شب قبل یکی دو قطره رنگ خوراکی به نمکها اضافه کردم کاغذ سفید چسب مایع لازم داریم

ابتدا به مرسانا چسب ماتیکی رو دادم و گفتم میدونی با این چی کار میتونیم بکنیم به قول دخملی چبس بزنیم که سطح کاغذ رو چسبی کرد و نمک ها رو گذاشتم کنارش و گفتم میخواییم نقاشی بکشیم 

نمکها رو ریخت روی سطح کاغذ و با دستش پخششون کرد اضافه ها رو هم ریخت روی سرامیک و داره به قول خودش داره ره ( دایره) میکشه

از مرسانا پرسیدم این رنگ ابی مثل چیه گفت دریا ولی رنگ نارنجی رو نمیدونست چی بگه که خودم کفتم به نظر من اینا شبیه خاکه . این هم اثر هنری مرسانا البته هنوز تکمیل نیست و واسش نقشه ایی دارم فعلا  به دیوار اتاقش نصب کردم

امواج دریا

داخل یک بطری نوشابه رو کاملا تمییز کنید و بدید کوچولوتون برچسب شو بکنه مرسانا عاشق این کارهزبان

تا نیمه پر از اب کنید و یک سوم ان رو روغن بریزید و رنگ ابی رو هم بهش اضافه کنید در بطری و محکم ببندید و بگذارید کوچولوتون  ان رو تکون بده . مرسانا داره به کفهایی که درست شده نگاه میکنه 

ازش پرسیدم دریا مون چی کم داره که خودش مصرانه دنبال ماهی میگشت 

واسه همین از خود برچسب بطری شکل یک ماهی بریدم و انداختم توی بطری . وقتی بطری رو به صورت افقی میگرفت و تکون میداد واقعا واسش موج دریا تداعی میشد و منم واسش دریای چنوب رو که عید دیده بود یاداوری میکردم . 

 




موضوع : بازیهای مرسانا
تاريخ : چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 | نویسنده : مامان زهره
بازدید : 812 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





ادامه مطلب...

موضوع : بازیهای مرسانا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 24 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 96 نفر
بازدید هفته قبل : 563 نفر
كل بازديدها : 181761 نفر